
نام فیلم: تنها دوبار زندگی می کنیم
کارگردان: بهنام بهزادی
محصول سال 1385- ایران
[اطلاعات در IMDB]
خلاصه فیلم:سیامک یک راننده مینی بوس 40 ساله است که گویا سالها پیش از دانشکده پزشکی اخراج شده است.او بر اثر کار و درد ِزیاد در گوشه خیابان از هوش می رود و مردم به گمان اینکه مرده است او را در چاله ای رها می کنند.پس از به هوش آمدن سیامک مانند تولدی دوباره رویه ی تازه ای را برای زندگی انتخاب میکند و تصمیم میگیرد تا کارهای که در گذشته انجام نداده را جبران کند و ...
فیلم درام اجتماعی ایرانی وقتی برایت جذاب است که درد داشته باشد.آن هم دردی که خوب آن را می فهمی...درک میکنی...میبینی!حالا هرقدر ضعف فیلم نامه ای داشته باشد یا دیالوگ ها ضعیف باشد یا یک "فیلم اولی" نشان دهد!"نفس عمیق" هم همینطور بود!البته من مخالف منتقدانی هستند که این فیلم را نفس عمیق 2 می دانند اما جنس ارتباط مخاطب با هر دو کار یکسان است.قصه ی سیامک و ارتباطش با شهرزاد و جوانی به فنا رفته ی هردوی آنها قصه ی روزگار همه ماست.مایی که بخاطر آرمانهایی پوشالی همه چیزمان را می دهیم و بعد ها جز خاطراتی یاس آور هیچ چیز دیگری برای سپری کردن دوران بلوغمان پیدا نمی کنیم.دور ِ باطلی که سال هاست طی می شود و درد های آشنایی که روزمرگی هامان را می بلعد.
"تنها دوبار زندگی میکنیم" فیلم مظلومی بود.تنها دو،سه سینما با سانس های محدود آن هم پس از سال ها در نوبت اکران باقی ماندن نصیب فیلمی شد که حتی در جشنواره هم خوب دیده نشد.فیلم هنوز وارد بازار هم نشده اما امیدوارم بیاید و دست کم فروش قابل قبولی داشته باشد!


