
نام کتاب: دل سگ
نویسنده: میخائیل بولگاکف-1925 روسیه
ژانر: داستان علمی-تخیلی
مترجم:مهدی غبرایی
چاپ: انتشارات تندیس-1380
پروفسور مشهوری در مسکو در ادامه ی آزمایشات تحقیقاتی خود غده ی هیپوفیز یک انسان
را به مغز یک سگ پیوند می زند و در کمال تعجب نتیجه ای می بیند که طی آن سگ
ظاهری انسانی یافته اما همچنان باطن سگ واره ی خود را در رفتار و ... داراست،
سپس...
دل سگ ابتدا اثری اجتماعی-فلسفیسا و سپس سیاسی.در کل به بولگاکف ظلم شده است.چه
آنزمان که دولت کمونیستی آثارش را توقیف می کرد چه آنزمان که آثارش توسط دیگران
نقد منفی شد و چه امروز که بسیار دیر به کشور ما آمد و کمتر کسی با او آشناست.
دل سگ را در مقام قیاس با "ساس" یا "مسخ" نمیدانم و هر سه اثر را به موازات هم اما
با رویکردی به مسائل و اصول فکری نویسنده ی آنها می دانم.و در میان آنها ضمن
اعتراف به بی نظیر بودن اثر کافکا،دل سگ را بیشتر دوست می دارم.در این اثر سگ
مسخ می شود و به انسان بدل می شود اما این قلب است که نماد انسانیت معرفی می گردد.
نظام انقلابی بلشویک بر پایه ی اصولی منظقی قرار داد شد که مسائل عاطفی را زیر پای
می گذاشت و بولگاکف در اعتراض به جو سیاسی کشورش ،"شاریک" دل سگ را خلق
کرد تا بگوید تنها با فرو کردن یکسری مسائل و توری های انقلابی نمیتوان جامعه سالم
و کامل با انسان های انسانی! ایجاد کرد هر چند پایان بندی دل سگ چندان به مزاجم
سازگار نبود و نیست...
