(هیچ مطلق خداست، چیزی که تمام دنیا تو بهتش هستن،اما هیچ کس قادر به تفسیرش نیست)
روانشناس های احمقن که خدا رو به شکل دیازپام و والیوم برای بشریت
تجویز میکنند ! بقول سهراب بیایید "در تب حرف ،آب بصیرت بنوشیم..."
(***)
شبیه نعش فاسدی که قصد راه میکند
خطوط دفتر مرا ، کسی سیاه میکند
به منجلاب زنده ای نمرده دفن میشود
نخوانده شعر میشود ، مرا تباه میکند
شلخته واژه ها سوال میشود "مرا مگر
[ پناه بر خدا... ] خدا هم اشتباه میکند ؟"
به من چه از خدا...خدا چه از گناه های من
در این جدال مسخره ، فقط نگاه میکند
و یا به شکل مضحکی در اوج آنچه نیستم
به روی سرنوشت من چه قاه قاه میکند ش
تمام عمر خنده ای به طول مرگ و زندگی
خیال میکند مرا...ولی گناه میکند...
به نام " زندگی " ؛ که میکنم دقیقه ها کمی...
و زندگی مرا ولی ، در اصطلاح میکند ش
اسیر من...اسیر تن...مزخرفات کهنه ی
صدای خط شاعری که راه راه میکندش
تمام صفحه را به حبس بیت های مبهمش
و قصد جاده های گیج و بی پناه میکند...
سه نقطه...صفر...فلسفه ، کسی که دور میشود
اگرچه! راست گفته!... یا که اشتباه میکند؟
( *** )
ماه رمضان برای من ماه خاطره هاست...التماس دعا دارم اگرمثل من اعتقاد دارید...

