سلام ...
حاشیه :
جُز ! یه چار دیواری ِ دَم کرده که عرق از سر و روی سقفِش چک چک میکنه...
یه خودکار پَس داده که لای سر رسیدای گندیده داره نفس نفس میزنه...
یه گوشی عطیقه که عین بچه های شیش ماهه تا یه مرگِش نباشه جیک نمیزنه...
دور و بَرِ ِتو مرور کن! این اتاق همون اتاقیه که هیچوقت نمیخواستی صاحبش باشی...
این خونه همون خونه اییه که هیچوقت نمیخواستی ساکنش باشی...
این شَهر....
راستی!...، اگه جوهر خودکار بخواد تموم بشه،دیگه چی واسه نوشتن میمونه ؟!
حرف اول، غزل:
اول غزل،چون قدیمیه.تاریخ تولیدش اوایل سال قبل و انقضاش روزی که دیگران بخوان! ...
دغدغه های خاطره انگیزی بود.چقدر لمپن نمایی رو دوست داشتم! اصل بر با هم خندیدن بود، اما
اگرقرار بر به هم خندیدن است،به من بخند!
شیزوفرنی حاد+پُلی فونی مزمن+اِنترتکسمنت ضعیف=ددد
هستی به کام ماست،...ــ دوغ و خیار!! هیس...
ــ خودکار حامله ست ، شعرم ویار !! هیس...
ــ این لِنگ پاپتیست ، هوا هَم نمیشود!
درگیر ِ نعشگیستَ، یعنی ... ــ خمار هیس !
یعنی که زندگی 2 روزیست ... ــ مسخره! ،لا مصّب این 2 قوز، پشتت سوار! ...هیس...
ــ یا پشت زندگیت،از رو به روی مرگ، یک "دست" فاصله ست تا "پا"ی دار ...هیس...
{ یک پُک به سیگار،هوا پیچ و تاب خورد،
" زندانه گیست "! این ، پُر از گیر و دار} هیس...
ــ حالم کشیدنیست، دودی نمیشوی؟
سیگار ای یار قدیمی تار...هیس!
دیگر برای چه؟ من و سیگار از همیم ، من دود میشوم وسط "سی" و "گار" {هیس_
میگفت و عمق حادثه ای جیغ میکشید،
وقتی کسی دوباره مرا بی گُدار...هیس...}
هیس ای تمام سفسطه های خرفت، هیس
هیس ای تمام فلسفه های شُعار،هیس
ما هم ز ِ سیگار، هم از دَهر میکشـ....اَه ه ه
ای مُرده شور ِ شعر و تغزّل که ما رو[...] هیس!
پس نوشت اجباری:
1-امیدوارم روزی دکلمه ی این کارو برای همتون بخونم چون واقعا دوست دارم اجراشو!
حرف دوم، ترانه:
مهم نیست که تو باور کنی،مهم اینست که من راست بگویم!
باور کنید این ادبیات کثیف نیست،کثیفش کردند! طوریکه با دیدگاه واقع گرا هرچیزی غیر از این
فریبی بیش نیست! هر چند شاید از نظر شما مهم نباشه، اما زیاد با خودم کلنجار رفتم که این ترانه
رو بگذارم! به قول لسه فر: بگذار هر کس هر کار دلش میخواهد بکند!
مسلماً با دیدگاه توهین به مخاطب در این کار مخالفم اما در هر حال، پیرو حوادث اخیر بخوانید:
آفتابه دزده دَله!، چون خَلقِش یجور ابتکاره ،
عیب از خدا نیست، اگر چه ، شیطون که وجدان نداره!
ملت به فکره شکم! ، پس جُنبش واسه حذبه نونه
"یک انقلاب ِمُفنگی"،گیر کرده تو قهوه خونه
حرّاجهِ مفته پرایدا،ربطی به قاطر....نداره!
خمسه واسه مستراحا، ادراره با افتخاره!
فرسایشه حجمه ِبشکه، کلّاشی ِ قرنه گیجه
این باغ اهله پر از خَر/گوشه چماق و هویجه
از دین و دنیا گذشتی،از حال اغما گذشتی ،
دیروز دادن که یعنی ، از خیره فردا گذشتی...
عین ِنفس! راه حلّه،افزایش نِرخه قبره
مشغولی ِفکر ِگشنه،مختاره درگیره جبره!
چون عازمه رفتنه تا مرزه خریّت ، یه کله
شایسته ی ِ زندگی تو، دنیای حدُّه اقلّه
نالیدن ِعاجزانه! باریدن ِعاشقانه!
چرخیدن ِعارفانه! پاشیدن احمقانه!
***
شعرو وِلِش مرده ی ِ تو دنیایه کتری و قوری
گندینه ی ِ این تعفن،بد تر از اینه، تو کوری
جایی که هر شب میخوابی،قبرستونه آرزوته
دنیاتو جارو زدن بَد ! طوری که تا دسته [...]
حرف سوم،حرف:
* به قول علیرضا(که از دوستانه)،"خیلی سایتت تحفه س،یه روز در میون هم باز نمیشه!" البته
جواب دندان شکن! رو در زمان و مکان مذکور دریافت کرد اما در هر حال شما به بزرگواریتون
ببخشید! !
*پیشکش ناقابل به یک دوست عزیز و همه ی شما ،ترانه ی بینهایت زیبای desert roseاز
استینگ بزرگ،و صد البته تکست این ترانه رو حتما بخونید تا بفهمید چطور یک ترانه قادره روی
من ِ شاعر تاثیر شگرف بگذاره! واقعا خیلی خاطره دارم باهاش (جدا از جاده چالوس!) خصوصا
اینکه تا 2 ماه فکر میکردم چب مامی خانومه!(بچه بودم اون موقع)
.
* سه نقطه و جای خالی.

