تبليغاتX

                                           

 

 

-خلسه-

سلام و اینا...

»» مقدمه...

ورودی های ناب ِ «خدمت وظیفه عمومی» به دایره واژگان شخصی:

 1- آشخور ِ برج ِ سگ!

2- کـ.س ِ موش چال کردن!

3- بـ.گایی دادن!

4- تو مخی رفتن!

5- پــِـخ (پایه خدمتی)

در آخر تقدیر و تشکر ویژه از:

5+1- نبوووووود کشیدن!

 

»» حرف... 

 

تیریپ "خلسه" را می خواهم به یمن اوضاع این روز هایم عوض کنم بحول و قوه ی الهی! سر بازم و بعد از ظهرش هم سرکارمو دست از پا دراز تر ،شب ها گاهی،شاید،ممکن است یادم بیفتد دو/سه تا دوست هنرمند هم داریم که برای کم نیاوردن مقابلشان یک چند تایی فیلم و کتاب و موسیقی باید در سبد غذاییمان باشد به  حول و قوه ی همان شخصِ فوق الذکر! حالا جهت تنوع مزاج، دم ِ خواب چیزکی هم بالا آوردیم و اسمش را شعر یا داستان گذاشتیم هم گذاشتیم! بماند!

خلاصه دیدم اینطور نمی شود اینجا را بی سر و صاحب ول کردم به امان کسانی که نمیدانم کی هستند اصلا! از این پست به بعد روند به روز کردن اینجا می شود وقتی دلم بخواهد و چیز خوبی گیرم بیاید! معرفی کاملش را در همان موضوع خاص در یک پست مستقل می گذارمش، بخش نظرات هر پست را هم فعال می کنم که اگر  راجع به همان مطلب حرفی بود بشنوم! یعنی دیگر 5 تایی و اینا نداریم تمام شد رفت پی کارش بحول و قوه ی ایضا!دیگر هم خبر به روز رسانی و اینا نداریم!اگر دوست داشتید در خبرنامه سایت که آن پایین هاست عضو شوید!

یک پست ثابت هم آن بالا می گذارم برای چرندیاتی که شب ها گاهی سراغم می ایند و دیوار اتاقم جا برای نوشتنشان (حتی با مداد) هم ندارد! خواستید بخوانید،نخواستید پایینش کامنت دعوتتان را بگذارید بخیالتان مثلا من هم میایم شما را می خوانم! هـِـه !

برای این پست هم از هر موضوع یک نمونه اماده کردم،که در جریان قرار بگیرید محض دلخوشی نگارنده! والسلام!

+ نوشته شده در 90/10/19ساعت 11:55  از ((فردین))  | 

 

* آسون غمم می گیره این روزا...

1

تصویر توی آینه یک مرد ِمردنیست

]دستش به روی عکس تو شکلک کشیده است[

هی روبروی گریه ی تو اخم می شود

انگار می کند که کسی را ندیده است

 

حالت...عقب عقب...که به هم...می روی و "او"

پیشت جلو جلو به ته ِ عکس می رود

]و بعد ناگهان به خودت پشت می کنی[

اخموی توی آینه نابود می شود

2

ساکت نشسته ای و به آرامشی سفید

با  قهوه ایت...سایه و هاشور می زنی...

مثل یبوستی که به مغزت رسیده است

"او" را درون حافظه ات زور می زنی

 

از لحظه های مضحک تو غلط می خورد

یک قطره اشک...رو به مسیر نجاستت

ادرار می شوی و...سبک می شود کسی

که مانده است گه خوری اش باز در وسط

3

به افتخار لحظه ی بالا کشیدنت

می ایستی..."به او" ... و به اصرار می روی

هی در به در دوباره بدنبال یک دری

اما همیشه در دل دیوار  می روی

 

شاید به روی بسته ی دیوار هات باز

دستی به جای دست تو ناخون کشید و رفت

یک زندگی برای کسی غصه خورده ای

که در جواب بغض تو سیفون کشید و رفت...

 

+ نوشته شده در 90/10/19ساعت 11:54  از ((فردین))  | 

جایش اینجا نیست،اما خوب جای دیگری هم پیدا نکردم بچپانمش در این پست! "شمس لنگرودی" یک تصنیفی خوانده است بنام "در شب" در مایه های دشتی و اینا. تصنیف را خودشان روی ملودی ای  گفته اند که آهنگسازش فردی است بنام "کامران رسول زاده" که هم پاپ می خواند هم با "مهرنوش" آلبوم می دهد هم کلی شاعر و ترانه سرا و اهل موسیقی و قص علی هذا است. کلا نظر خاصی ندارم راجع به این اثر اما شنیدنش خالی از لطف نیست :

 » نکته: روی اسم کلیک کرده،در صفحه باز شده گزینه ی "دریافت/Download"را بکلیک کنید

 

» در شب - شمس لنگرودی

+ نوشته شده در 90/10/19ساعت 11:3  از ((فردین))  | 

عکس متعلق به صبحی علی الطلوع در قشم ...یادش بخیر! هنوز هم طلوع قشنگتر از غروب دوست داشتنیه...

» نکته: برای دیدن عکس در سایز اصلی روی لینک یا تصویر زیر کلیک کنید!


» ناخدا خورشید


+ نوشته شده در 90/10/19ساعت 11:3  از ((فردین))  | 

آناتما...آناتمای بی شرف! وقتی یک چیزی را دوست داری و دنیاش به دنیات نزدیک است،وارد هر سبکی بشود آن چیزی را می گوید که خوشت بیاید! حالا این آناتما از آلوم قبل و ما قبل، گفتند ما دیگر "اتمسفریک راک" ! ما هم گفتیم باشد،تو خوب باش!هرچه میخواهی باش! درکنار اینها، کثافت ها بیکار که نمیشینند،هرچند سال هم می ایند کارهای آلبوم های قدیمیشان را بصورت تلفیقی، تنظیم مجدد می کنند بصورت آلبوم میدهند بیرون! سال 2008 با "اHindsight" نابودمان کردند،اواخر 2011 هم با "Falling Deeper" ! از این آلبوم 9 ترکی 5 تا را برای شما می گذارم،پیشنهاد هم میدهم تمام البوم،خصوصا ترک 9 را که نمیگذارمش(!) گیر بیاورید با صدای بلند گوش داده، من و آناتما و مخترع گیتار الکتریک را فحش بدهید!

  » نکته: روی اسم کلیک کرده،در صفحه باز شده گزینه ی "دریافت/Download"را بکلیک کنید

1- Crestfallen - لینک دوم

2- Sleep in Sanity - لینک دوم

3- Kingdom - لینک دوم

۴- Everwake - لینک دوم

5-  Alone - لینک دوم

+ نوشته شده در 90/10/19ساعت 11:2  از ((فردین))  | 

نام فیلم: خورشید ِ شب

کارگردان: برداران تاویانی

محصول سال 1990- ایتالیا

[اطلاعات در IMDB]

خلاصه فیلم: جوانی از طبقه متوسط جامعه پس از طی دوره افسری، در آستانه پیوستن به طبقه اشراف است که متوجه می شود بازیچه آنان قرار گرفته است.او به یکباره تصمیم میگیرد همه جیز را رها کند و راهب شود اما...

 

درباره فیلم: از برادران تاویانی "پدر سالار" و "شب سن لورنزو" را دیده بودم اما این فیلم دنیای دیگری داشت انگار.همه چیز فیلم را در دیالوگی خلاصه می کنم با این  جملات که پدر سرجیو میگوید:

« من مدت ها فکر می کردم چطور ممکن است هیچ آدمی به دیگری فکر نکند و عین خیالشان هم نباشد! آنوقت گفتم حتی اگر یک نفر،تنها یک نفر خودش را منزوی کند،بنشیند و به دیگران فکر کند،بجای تمام آدم ها،آنوقت همچنان امیدی باقی میماند»

"خورشید در شب" به شدت همان اسمش است! اقتباسی بی نظیر از رمان تولستوی که اگر ندانی،باورت نمی شود یکچنین فیلمی از آن ادبیات رمانتیسیسم اخلاق محور در آمده است.محوریت عمیق و میخکوب کننده ی میزانسن ها در روایتی شاعرانه، مضمونی شعار زده را آنچنان بکر به مخاطب می قبولاند، که هزاران کتاب و نوشته از هزارنویسنده نخواهد توانست. نقطه قوت فیلم فرم آن است که با بکارگیری مناسب تمام عناصر سینما، داستانی مبسوط را بی هیچ کسالتی از جلوی چشمانتان عبور می دهد. بعلاوه بنظر من فیلم مضمون والایی هم دارد و فارغ از برداشت های سطحی،در عمق خود تفکر بیننده را بر می انگیزند.دغدغه ی پدر سرجیو "حقیقت طلبی" است اما به سنگ خوردن هر باره اش، جا برای هیچگونه نتیجه گیری خامی نمی گذارد. تررکیب این نوع مضمون متافیزیکی  با سبک نئورئالیسم قطعا کار سختی بود و شاید هنر در آوردن این ترکیب برای جاودانه کردن فیلم کافی است. دیگر از بازی های خوب و موسیقی فوق العاده و در خدمت فرم و محسنات دیگر هم بگذریم.

+ نوشته شده در 90/10/19ساعت 11:1  از ((فردین))  |