تبليغاتX

                                           

 

 

-خلسه-
 

»» مقدمه...

 سلام...

هر اصلی یک استثناء داره،در نتیجه اصل ِ "هر اصلی یک استـثـناء داره" هم استثنـا

داره؛پس هیچ اصلی استثناء نداره...

 

»» حرف... 

آن روز که غصه پشت ِ غصه خوردیم

تا شــب نــفــری هـزار دفـعـه مـردیـم

وقــتــی که دوبــاره صـبـح فـردا آمــد

یـک عمر بـه قـدرت خـدا پـی بـردیم...

 

چند برابر ِدلایلی که برای به روز کردن دارم،دلیل برای به روز نکــردن دارم

حدود چند ماه هست که چیز درست و حسابی نـنوشتم.چیزهایــی کــه الان دارم

می نــویسم هم درست و حسابی نیستن!اما خوب دارم می نویسم؛احتمالا داریــد

 می خونید!پس زیاد جدی نگیرید لطفاً؛حتی شما دوست عزیز!

به شما ارتـبـاطی نداره تو دل من چی میگذره...چـه حال و روزی دارم...چـرا

نبودم...چرا نیستم...چرا درجا می زنم...چرا تکلیفم با خودم مشخـص نیست...

چرا "نمی دونم"...واقعا چرا نمیدونم؟شما می دونید؟

اما خوشحــالـم!من ِخوشحـال!هه!خــوشحالم چون خیلی دوست ِخـوب دارم؛یا

نه...دوست ِخوب ِ خیلی ها هستم!این بهتره...همین!

 

»» کتاب... 

حوصله،پول،شانس،فراغت و حماقت داشتید

[اگر نخواندید]بخرید و بخوانید:

1- تسلّی ناپذیر/کازوئو ایشی گورو : بـه قـول «ابـراهـیم نـبـوی» (با دخـل و تصـرف)

 این رمان مثل مخلوط کن میچخرونتت و می چرخونتت،بعد هم گیج و مـنگ ولــت

می کنه...

[ معرفی کامل]

2- خداحافظ گری کوپر/رومن گاری: چــنـدان جـدید نـیـسـت و به انـدازه ی کافــی

سوژه هست!اما باز هم میگم بیش از اندازه دوستش دارم!خیلی... [معرفی کامل]

3- زن در ریگ روان/کوبو آبه: پیشنهادی فراموش نشدنی از یک دوست.من هم به

 شدت به شما پیشنهاد می کنم!البته سخت گیر می آید اما ارزش جستو جو را دارد!

شک نکنید... [معرفی کامل]

4- فرزند پنجم/دوریس لسینگ: نمی تونم بگم خوشم آمد اما بعــنوان یـک پـیشنهــــاد

 خاص قابلیت مطرح شدن داره!بعلاوه چیزی داشت که جذبم کرد؛هـِـه![معرفی کامل]

5- رویای یک مرد مضحک/داستایفسکی: این داستان ِکوتاه ِ کلیشه ای ِداستایفسکی

 رو مثل یک خاطره شیرین با این لینک دانلود با شما قسمت می کنم... [دریافت فایل]

 

»» فیلم... 

این پیشنهادات بر اساس سلیقه ی شخصی ِچیزی به اسم

"فردین" بـوده وهیـچ پایه و

 اساس علمی،منطقی و هنری نداشته و تنها عشقی می باشد!ولی ببینید:

1- Iron-3/ کیم کی داک

:در یک خط چیزی نمی تونـم بگـم!حتـما معرفی کامــل

 رو بخونید؛ آهای آسیای شرق،اینطور چیزاتو دوست دارم!  [ معرفی کامل]

2- بازگشت(The return)/ زیویاگنیتسف: این جناب زیویاگنیتسف بعد از سالــها

 سینمای عالی بلوک شرق زنده کرده!خشونت،عاطـفه،خانواده،عـشق،پدر،مـادرو

فرزند و خلاصه همه چیز از جنس سرد و سخت روسی... [ معرفی کامل]

3- پنهان(Hidden)/میشائیل هانکه :آقا این سینمای هانکه یکجوریه!دقیقا نمـیـدونم

چجوری اما فیلم به فیـلم یکجوری تر میشه!تـو فـیلم هایی کـه ازش دیـدم ایــن از

همش یکجوری تربود![ معرفی کامل]

4- شما؛ای زنده ها!/روی اندرسون: سینمای اسکاندیناوی پیشینه ی عجیـبی داره

اما من چندان دنبالش نرفتم.دروغ چرا،علاقه ای هم بهش ندارم!خواستم متـفاوت

بازی در بیارم اینو پیشنهاد دادم![معرفی کامل]

5- فاصله(Uzak)/نوری سیلان: پیشرفت سینمای ترکیه باعث حسرت خـوردنم

 میشه؛حیف...حیف...حیف [معرفی کامل]

 

»» موسیقی... 

آین آلبوم بی نام که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده، گلچینی از خاطره انگیزترین موسیقی متن فیلم هایی است که قطعا آن ها را دیده اید.از 20 ترک این آلبوم برای این پست 5 تا را آپلود کردم  و در پست های بعدی حتما مابقی را برای دانلود خواهم گذاشت.هر 5 قطعه موسیقی فوق العاده هستند و به شدت پیشنهاد  می کنم که همه را دانلود کنید!خصوصا اگر فیلم هایشان را دیده اید...

    »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- موسیقی فیلم In the mood for love

2- موسیقی فیلم Amelie-قسمت اول

3-موسیقی فیلم The Unfaithful

4- موسیقی فیلم 2046( By Secret Garden

5- موسیقی فیلم Once upon a time in  mexico

 

»» دکلمه و شعر خوانی... 

برای این پست منتخبی از شعر خوانی برخی شاعران بزرگ انگلیسی زبان رو انتخاب کردم که قطعا هم فال هست و هم تماشا.بعلاوه  به متن شعر هم  لینک داده ام که برقراری ارتباط ساده تر باشد.به جان مادرم هم قصد روشنفکر نمایی و این مزخرفات رو ندارم!من بنا به تجربه خودم که مدت ها صرف جست و جوی این آثار کردم،خواستم که دسترسی به آن ها برای شما راحت تر باشد؛همین!فعلا پنج عدد برای دانلود می گذارم تا بعد...

  »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- آلن گینزبرگ-زوزه]بخش اول،بخش دوم،بخش سوم[/متن شعر

2- ازرا پاوند-sestinaLaltaforte /متن شعر

3- ریچارد براتیگان-love poem /متن شعر(با صدای اشخاص مختلف)

4- چارلز اولسون-The love of Anat/ متن شعر

5- رابرت کریلی-But you // متن شعر

 

»» شعر... 

سنجاق:یک شعر،ترانه،محاوره یا هر چیزی که اسمش را می گذارید ِ معمولی!

*توی زندگیم تا اومدم حس کنم دیگه تنها نیستم،فهمیدم از همیشه تنها ترم! 

 

دیشب از کـُـلّ ِ هوا ترسیدم...امشب ازکـُـلّ زمین می ترسم

هیـچ دلیــلی هم نــدارم!کـُـلا ً...فقط و فقط همین!میــــترسم...

یه لولو خـُرخـُره ی بی وجدان

به دو تا پلک ِچشام چسبیده

چشم به هر جا میندازم،می بینم

یکی از دست ِ یکی ترسیده!

 

آسمون سرده...هوا می لرزه

زمینم گرمه و گـُر می گیره

رو به روم یه کپسول تکراری

جبهه ی "بخور... بخور"می گیره!

 

یه نفر با سلـّولام می جنگه

چون بــِهـِم قصد ِ تعرّض دارن

به تموم ِ آدما مشکوکه

وقتی رو چشام تمرکز دارن!

 

شبا از ترس ِ روزا بیداره

روزا با فکر ِ شبـا وَر میره

کـِرّ و کِر به هیکلم می خنده

به سرم می زنه و در میره!

 

تو اتاقم همه چی با وحشت

از چشام عقب نشینی کردن

در و پنجره به هم قفل شدن

دور ِ دیوارا  دارن می گردن

 

روی پرده ها یه فیلم تار ِ

توش یک کم نقش ِ خودم کمرنگه!

چند نفر با مـَنــَن اما انگار

که یه پای قضیه می لنگه...

 

[اون پاش اما رو گلوم وایسادو

زور "آتش بسَ"مو از رو برد]

 بقیه دور ِ سرم می چرخن

هی میگن "اون ممه رو لولو برد"

 

 یکیشون میگه بشین...میشینم

یکیشون میگه پاشو...پا میشم

یکیشون میگه بچرخ...می...یکهو!

همشون میرن و تنها می شم...

 

هوا یخ زده؛زمین می جوشه...منم و هر چی که مونده آبــِه!

یه لولو خـُرخـُره رو پلکامه،که داره یواش یواش می خوابه...

 

»» معرفی... 

تازه اضافه شده های پیوند ها از پست قبل:

1- امیر قاضی پور:یک دوست ِ خوب ِتازه و معروف!

2- سعید محمدی:فکر کنم به اندازه کافی معرف حضور هست!گل ِ گل!

3- آرمین مجمع صنایع :یک رفیق قدیمی که تازگی ها وبلاگ نویس شده!

4- سمیه ملاتبار :یک دوست شمالی ِ با معرفت...

((برای "لینکدونی" و "نظرات پست قبل" خبر رسانی می کنم...پیشاپیش معذرت))

»» پایان...

»نظرات شما«

+ نوشته شده در 88/05/24ساعت 2:48  از ((فردین))  | 

*توی زندگیم تا اومدم حس کنم دیگه تنها نیستم،فهمیدم از همیشه تنها ترم!


دیشب از کـُـلّ ِ هوا ترسیدم...امشب ازکـُـلّ زمین می ترسم

هیـچ دلیــلی هم نــدارم!کـُـلا  ً// فقط و فقط همین!میــــترسم...

یه لولو خـُرخـُره ی بی وجدان

به دو تا پلک ِچشام چسبیده

چشم به هر جا میندازم،می بینم

یکی از دست ِ یکی ترسیده!

 

آسمون سرده...هوا می لرزه

زمینم گرمه و گـُر می گیره

رو به روم یه کپسول تکراری

جبهه ی "بخور... بخور"می گیره!

 

یه نفر با سلـّولام می جنگه

چون بــِهـِم قصد ِ تعرّض دارن

به تموم ِ آدما مشکوکه

وقتی رو چشام تمرکز دارن!

 

شبا از ترس ِ روزا بیداره

روزا با فکر ِ شبا وَر می ره

کـِرّ و کر به هیکلم می خنده

به سرم می زنه و در میره!

 

تو اتاقم همه چی با وحشت

از چشام عقب نشینی کردن

در و پنجره به هم قفل شدن

دور ِ دیوارا  دارن می گردن

 

روی پرده ها یه فیلم تار ِ

توش یک کم نقش ِ خودم کمرنگه!

چند نفر با مـَنــَن اما انگار

که یه پای قضیه می لنگه...

 

اون پاش اما رو گلوم وایسادو

زور "آتش بسَ"مو از رو برد

 بقیه دور ِ سرم می چرخن

هی میگن "او مملو لولو برد"

 

یکیشون میگه بشین...میشینم

یکیشون میگه پاشو...پا میشم

یکیشون میگه بچرخ...می...یکهو!

همشون میرن و تنها می شم...

 

هوا یخ زده؛زمین می جوشه...منم و هر چی که مونده آبــِه!

یه لولو خـُرخـُره رو پلکامه،که داره یواش یواش می خوابه...

+ نوشته شده در 88/05/24ساعت 2:3  از ((فردین)) 

 

برای این پست منتخبی از شعر خوانی برخی شاعران بزرگ انگلیسی زبان رو انتخاب کردم که قطعا هم فال هست و هم تماشا.بعلاوه  به متن شعر هم  لینک داده ام که برقراری ارتباط ساده تر باشد.به جان مادرم هم قصد روشنفکر نمایی و این مزخرفات رو ندارم!من بنا به تجربه خودم که مدت ها صرف جست و جوی این آثار کردم،خواستم که دسترسی به آن ها برای شما راحت تر باشد؛همین!فعلا پنج عدد برای دانلود می گذارم تا بعد...

  »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- آلن گینزبرگ-زوزه]بخش اول،بخش دوم،بخش سوم[/متن شعر

2- ازرا پاند-sestinaLaltaforte /متن شعر

3- ریچارد براتیگان-love poem /متن شعر(با صدای اشخاص مختلف)

4- چارلز اولسون-The love of Anat/ متن شعر

5- رابرت کریلی-But you // متن شعر

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 19:23  از ((فردین)) 

 

آین آلبوم بی نام که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده، گلچینی از خاطره انگیزترین موسیقی متن فیلم هایی است که قطعا آن ها را دیده اید.از 20 ترک این آلبوم برای این پست 5 تا را آپلود کردم  و در پست های بعدی حتما مابقی را برای دانلود خواهم گذاشت.هر 5 قطعه موسیقی فوق العاده هستند و به شدت پیشنهاد  می کنم که همه را دانلود کنید!خصوصا اگر فیلم هایشان را دیده اید...

    »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- موسیقی فیلم In the mood for love

2- موسیقی فیلم Amelie-قسمت اول

3-موسیقی فیلم The Unfaithful

4- موسیقی فیلم 2046( By Secret Garden

5- موسیقی فیلم Once upon a time in  mexico

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 19:16  از ((فردین)) 

 

  نام کتاب: فرزند پنجم

  نویسنده: دوریش لسینگ-1919 انگلستان

  قالب: رمان کوتاه

  مترجم:مهدی غبرایی

  چاپ:1382- انتشارات نیلوفر

 

خلاصه داستان: هریت و دیوید دو فرد با شخصیتی خاص در اجتماع پیرامونشان هستند که پس از آشنایی تصمیم به ازدواج می گیرند.آنها یک خانه ی بزرگ در خارج شهر خریده و  یک زندگی سنتی بریتانیایی را آغاز می کنند.همه چیز رو به راه است و آنها صاحب فرزند اول خودشان می شوند.خوشبختی بطور کامل متوجه آنهاست و جمع شاد اقوام و دوستان در اطراف جو بی نشیری را برای زندگی آنها بوجود آورده است.  این روند در به دنیا آمودن فرزندان دوم و سوم و چهارم هم وجود دارد تا اینکه هریت فرزند پنجم را باردار می شود و ...

نمی توانم بگویم "فرزند پنجم" عالی است.اما خیلی خوب هست!ریتم تند همراه با جزئیات مورد نیاز لسینگ به همراه روایت بنوعی پست مدرن او ،که بدون سرفصل و زمانبندی پیش می رود.باعث می شود که شما تا لحظه ی اتمام کتاب با سرعت شگفت انگیزی مجذوب کتاب شوید.در ئاقع از نظر روانی شما تحت تاثیر حوادث این خانواده قرار می گیرید بطوریکه همراه با زوجی جوان   در ابتدای کتاب تا مرحله ی میانسالی  آنها،یعنی زمانی که 5 فرزند به این جامعه تقدیم کرده اند،پیش می روید."فرزند پنجم"حرف جالبی برای گفتن دارد اما ژانر کتاب چندان برای من جالب توجه نبود...

 

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 19:5  از ((فردین)) 

 

  نام کتاب: زن در ریگ روان

  نویسنده: کوبو آبه-1924 ژاپن

  قالب: رمان کوتاه

  مترجم:مهدی غبرایی

  چاپ:1387- انتشارات ثالث 

 

خلاصه داستان: نیکی جومپی،معلم تنها،ماجراجو و اهل فلسفه ی ژاپنی،برای جمع آوری حشرات خاص،بدون خبر به یکی از شهر های ساحلی می رود.او در این شهر با دهکده ی عجیبی مواجه می شود که توسط شن های روان محاصره شده است و خانه هایی دارد که در گودال هایی از شن بنا شده اند.او پس از یک روز فعالیت خسته می شود و پس آشنایی با چند تن از اهالی دهکده تصمیم می گیرد شب را در دهکده بماند اما بی خبر از اینکه قرار است تا آخر عمر...

آسیای شرق همه چیزش منحصر به فرد است!خصوصا ایده هایش!و حتی اقتباس های ادبی اش!قصه سرشار از دنیایی سیزیفی است که همان فلسفه ی خاص قدیمی را به پرداختی نوین و ایده ای نو  و بی نهایت زیبا بیان می کند."زن در ریگ روان" متن و ترجمه ی خوبی دارد و کسالت آوری معنا داری را برای مخاطب می آفریند که اصل و موضوع فلسفه ی مورد نظر نویسنده را هم می رساند.راستی اگر این کتاب را خواندید،سراغ سایر آثار کوبو آبه نروید!بعنوان یک تجربه  می گویم...

 

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 19:5  از ((فردین)) 

 

  نام کتاب: خداحافظ گری کوپر

  نویسنده: رومن گاری1980-1914 فرانسه

  قالب: رمان

  مترجم:سروش حبیبی

  چاپ:1380-انتشارات نیلوفر

 

 

خلاصه داستان: لنی یک جوان خوش فیافه ی آمریکایی است که بخاطر فرار از خدمت سربازی،به کوه ها ی پر برف اروپا روی آورده است و به همراه جمعی دیگر،به  اسکی و آموزش آن مشغول است.بر اساس اتفاقاتی لنی مجبور می شود به شهر برود تا پولی دست و پا کند و در شهر پس از آشنایی با یک دختربا شخصیتی خاص...

اول اینکه اشتباه نکنید لطفا!قصه فیلم هندی و عشق و عاشقی نیست! نثر روان و فوق العاده تاثیر گذار رومن گاری در این کتاب بعلاوه ی عبارات و اصطلاحات و طنز اجتماعی ظریف کتاب شما را بدون شک تا انتها میخکوب کتاب خواهد کرد!و مطمئنا شما تا مدت ها لنی را از یاد نخواهید برد!"خداحافظ گری کوپر را از دست ندهید،اگر هنوز نخواندیدش عجله کنید!همین...

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 19:4  از ((فردین)) 

 

 

  نام کتاب: تسلی ناپذیر

  نویسنده: کازوئو ایشی گورو-1954 ژاپن(مقیم انگلستان)

  قالب: رمان بلند

  مترجم:سهیل سمی

  چاپ: 1386-انتشارات ققنوس

 

خلاصع داستان:رایدر،نوازنده ی متبحر و معروف پیانو برای اجرای برنامه ای به شهری دعوت میشود و در هتلی در آن شهر مقیم می شود.در فاصله ای که تا روز اجرای برنامه باقی مانده است،حوادثپیچیده و نا مفهومی برای رایدر پیش می آید که توسط راوی داستان که خود آقای رایدر است،به شکلیک راوی نا مطمئن برای مخاطب روایت می گردد...

تسلی ناپذیر را بخاطر نفهمیدن هایش دوست دارم!اگر می خواهید 736 صفحه کتاب را بخوانید و هیچ چیز از آن را متوجه نشوید بهترین پیشنهادی  که می توانم به شما بدهم این کتاب است.قصه ای که راوی در آن گیج می زند و گیجی های خودش را برای ما تعریف می کند و در عین همین گیج زدگی به پایان می رسد!گیج ِ گیج ِ گیج...

 

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 19:3  از ((فردین)) 

نام فیلم: بازگشت(The return)

کارگردان: آندری زیویاگنیتسف

محصول سال 2003- روسیه

[اطلاعات در IMDB]

خلاصه فیلم: پدر خانواده پس از مدت ها دوری به خانه باز می گردد و به همراه دو پسر خود که فقط توسط عکسی از دوران کودکی او را می شناسند راهی یک سفر سه نفره می شوند.در طول سفر ...

متاسفانه خلاصه ی چندان جامعی که اصل مطلب را ادا کند نمی توانم ارائه دهم.فقط مطمئنم با هر سلیقه و دیدگاهی این فیلم را ببینید قطعا خوشتان خواهد آمد.زیویاگنیستف برای من تلفیقی از نگاه سینمای هنری اروپای امروز و سینمای ناب بزرگان سینمای بلوک شرق قدیم!در جنبه های روانشناسانه ی فیلم به خوبی پیاده شده است و فضای کرخت و رخوت زده ی روسیه به همراه رابطه ی پیچیده ی پدر و فرزندان در طول سفر و در انتها پایان بندی بی نهایت فوق العاده و تاثیر گذار،باعث میخکوب شدن شما در تماشای فیلم خواهد شد.هرچند انتظار ندارم جملاتم عین حقیقت باشد و دور از تاثیر پذیری خودم از فیلم،اما در هر حال جوایزی که بهف یلم تعلق گرفته خود گواه مدعای من هستند.از این کارگردان شاهکار دیگری به نام "تبعید" هم هست که امیدوارم فرصت معرفی آن هم حاصل شود...

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 18:47  از ((فردین)) 

نام فیلم: you!the living(شما ! ای زنده گان)

کارگردان: روی اندرسون

محصول سال 2007- سوئد

[اطلاعات در IMDB]

خلاصه فیلم: هیچ خلاصه ای وجود ندارد حان شما!

این سینمای منطقه ی اسکاندیناوی چیز غریبی است جان شما!شما این فیلم را ببینید،یا مثلا " آواز هایی از طبقه ی بالا" را ببینید،بعد بیایید برای من بگویید چی دیدید!عمرا!! فیلم،فیلم ِ خاصی است بدون شک.نگاه خاص و بعضا پیچیده با دوربین ثابت در قاب های بسته ی بدون حرکت که همه چیزش را می بینید اما هیچ چیزش را درک نمی کنید! بعضی جاها آنقدر رو و شعاری که بالا می آورید و بعضی جاها آنقدر پیچیده و نا مفهوم که به شعورتان شک می کنید!چه بدانم!مدرن،پست مدرن،سورئال،هرچه! این هم بعنوان نوعی سینما ببینید.روی اندرسون فیلم ساز خوبی است.اما کرختی و سرمای بیش از حد فیلم هایش مرا می ترساند!آنقدر که هوس نمی کنم حتی کلاهم اگر سمت اروپای شمال شرقی افتاد،آن طرف ها بروم...ولی فیلم هایش را میبینیم!شما هم ببینید...

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 18:47  از ((فردین)) 

نام فیلم: Uzak(فاصله)

کارگردان: Nuri Bilge Ceylan

محصول سال 2002- ترکیه

[اطلاعات در IMDB]

خلاصه فیلم: یک عکاس ترکیه ای با سابقه ی هنری والا به سن میانسالی رسیده است و جدا شده از همسرش،بتنهایی در آپارتمانش زندگی می کند و به کار عکاسی صنعتی مشغول است!در همین روزمرگی ها یک روز یکی از اقوام دور او که جوانی دهاتی است برای پیدا کردن کار به شهر می آید و در خانه ی او ساکن می شود.در مدت سکونت او و همخانگی این دو حوادثی پیش می آید که ...

صادقانه بگم !هیچوقت دلم نمیخواست در زندگیم یک فیلم ترکی را بعنوان پیشنهاد به کسی مطرح کنم!یک حس حسادت احمقانه بهم دست می دهد وقتی در یک قیاس کوچک،سینمای خودمان و آنها را مقایسه می کنم.اما "یوزاک" را نمی توان نادیده گرفت.محمود عاق ینمای تارکوفکی و نگاه هنری اوت که امروز در خانه اش فیلم پورنو نگاه می کند و اما در مقابل فامیل شهرستانی اش  همچنان رل آن آدم هنر دوت را بازی می کند.سکانس فوق العاده ای در گذر از جاده ای روستایی که منظره ای بدیع ذهن عکاس را جذب می کند.او لحظه ای مکث می کند تا عکسی از این منظره بگیرد اما بعد پشیمان می شود و دلیلش هم "علاف شدن بی مورد" است!فیلم خوش ساخت ترکیه ای من را به تحسین واداشت !همین...

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 18:45  از ((فردین)) 

نام فیلم: 3Iron(یک سایز چوب گلف)

کارگردان: کیم کی دوک

محصول سال 2004- کره جنوبی

[اطلاعات در IMDB]

خلاصه فیلم:یک جوان کره ای هر روز آگهی تبلیغاتی را روی قفل در خانه های شهر میچسباند و روز بعد به آن مکان برگشته و با باز کردن قفل وارد خانه ای که آگهی تبلیغاتی را برنداشته است می شود( به این معنا که کسی در آن روز در خانه نیست).او یک روز کامل در آن خانه زندگی می کند،لباس های اهالی آن خانه را نی شوید،دوس می گیرد،آشپزی می کند،تعمیرات خانه را انجام می دهد و صبح روز بعد از خانه خارج می شود.اما یک روز وارد خانه ای می شود که یک زن جوان در آن حضور دارد و ...

ایده ی نو اولین چیزیست که در این سینما خود را نشان می دهد.بعد از آن عرفان و فلسفه ی شرق که در تمام فیلم به شکل سمبلیک و دور از شعار زدگی نمایان است.بازی های خوب و کارگردانی خوب تر از ویژگی های دیگر این کار است.بعلاوه یک مسئله ی شخصی بین من و دوستان من که این فیلم را دیده اند وجود دارد و آن هم ترانه ی عربی خواننده ای بنام "ناتاشا اطلس" است که به شکل مدهوش کننده ای در قسمتی محوریت ایجاد فرم در فیلم را بعهده می گیرد! این موسیقی تا مدت ها بعد از تماشای فیلم از گوشتان خارج نخواهد شد! این فیلم برای من  یک "فیلم شخصی" است.پس اگر تا امروز ندیده اید،می توانید از خود من دریافت کنید!

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 18:42  از ((فردین)) 

نام فیلم:  Hidden (پنهان)

کارگردان: میشائیل هانکه

محصول سال 2005- فرانسه

[اطلاعات در IMDB]

خلاصه فیلم:یک خانواده ی روشنفکر فرانسوی یک روز فیلمی را دریافت می کنند که در آن به مدت چندین ساعت از جلوی در ورودی خانه ی شان تصویر برداری شده است.این اتفاق چند روز متوالی تکرار می شود و در مراحل بعدی فیلم هایی از مکان های مختلف دیگری برای آنها پست می شود.کم کم ارتباتاطی ما بین تصاویر فیلم ها و زندگی مرد خانواده کشف می شود که ...

سینمای هانکه یک تعلیق عجیب و غریبی دارد که گویا فقط مختص خود اوست!از "بازی های سرگرم کننده" بگیر تا همین "پنهان"،همه و همه سرشار از خشونتی غیر ملموس و فراواقعی هستند که در یک بستر کاملا عادی و روز مره پدید می آید.بطوریکه نه می توان آن را تکذیب کرد و نه می شود آن را باور کرد!"پنهان" بازی های خوبی ه دارد و بعلاوه پایان بندی تعلیق آمیزی هم دارد.سلیقه های متفاوتی د برخورد با این فیلم می شود در نظر گرفت.من که خوشم آمد!اما فارغ از این مسائل اغلب فیلم های هانکه می بایست دیده شود.خصوصا اینکه امسال کن را هم برد و ...

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 18:39  از ((فردین)) 

*راه مستقیم بود،خواستیم به جاده دهن کجی کنیم...گـُـم شدیم!

 

خلــــــســــه

جایی ما بین ِ پشت بام و حیاط

اغمای یک مرد معلق روی مردُم ... چشم خدایی که دوباره خواب می رفت

تشویق های مُمتـدِ یک جفت دست و... پایی که سوی سکـّوی پرتاب می رفت

هیـــــــــســـــــــــــــــس

حـــــس ّ آبـــشُـــــش تو هوای آزاد...

[تا آخرین برگ ِ سفید ِ سر رسید و...]

بعد از سکوت درد هایم آمدید و

از پلـّه های رفته ا َم / بالا نبودید

شاید شدم ، یک لحظه هم امـّا نبودید !

با پاره کاغذ های قبل از التماسَـم

پاهای با احساس آزادی مُـماسَـم...

جشن سقوط ِ خاطراتم با شما...رفت

من،مثل ِهر شب، مرد ِگیجی در کما...رفت

تشویق می کردید،دنیا پیر می شد

تشویق هاتان در سَرم آژیر می شد

قلبم گرفته از خدا که دیر می کرد

از آمبولانسی که قفط تاخیر می کرد

از درد های زنده ی لبریز در من

بیداری ِ میل ِ " فقط یک چیز" در من!

از شاد باش ِ آخرین کفاره ای که...

رقصیدن ِ مرموز کاغذ پاره ای که,

شکل ِ تنفــّس های مصنوعی من بود

جان کندن وارونه های ِ یک بدن بود,

تا خط کشی های منظم از پی ِ هم

تا اشتراکات ِ همین "یک چیزِ" آدم

تا سطر هایی که شما را می دویدم

تا آخرین برگ ِ سیاه ِ /سر رسیدم!

جشن سقوط خاطراتم ِ تا شما... بود

شاید فقط من بودم و...اما شما بود!

حالا فقط می/ رفتم و یک راه باریک

[تصویر های ِ مبهم ِ سنگ موزاییک]

دور ِ شما می رقصم ومیرقصم و میـ...

میـ...میروم ، میـ میـ رَم از بی

بیــب...

بیـب...

بیـــــــــــــــــــــــــــــــ...

نظرات شما

+ نوشته شده در 88/05/23ساعت 18:31  از ((فردین))