تبليغاتX

                                           

 

 

-خلسه-
 

»» مقدمه...

سلام...

"هیشکی" تبدیل شد به "خلسه"...به همین سادگی!

"خلسه"انتخاب خودم بود.یک شب خوابم نمی بُرد و مجبور شدم فکر

کنم و به "خلسه"برسم وصبح هم ثبتش کنم!

اجاره نشین رایگان ِ هاستِ دوست گلم"سعید محمدی" شدم و وبلاگ رو هم

روی  "بلاگفا" گذاشتم.با دوست هنرمندم"کیوان علی اکبر"  بنر ِ بالا رو

طراحی کردم و چند موضوع جدید هم اضافه کردم و به عشق ِنوشتن شروع ...

 

»» حرف... 

این پست رو اختصاص دادم به "پنج تایی" های زندگیم، پنج هایی که  همیشه پیشنهاد

می کنم،هرچند انتخاب با این محدودیت برام سخت بود  اما در هر حال مجبور شدم

به این ذلت تن بدم،یک جاهایی هم زیرآبی رد کردم...همین!

 

»» کتاب... 

کتاب خانه ی با عظمتی ندارم! اما در هر حال انتخاب 5 تا برای پیشنهاد از اینهمه

کتاب برایم دشوار بود،سعی کردم از هر تفکر مختلف یک کتاب عالی پیشنهاد بدم،

بعلاوه از خیر رُمان های مشهور که پایه ی ادبیات داستانی اندوباید بخوانید گذشتم،

پس پنج کتابی که همیشه(تا امروز) پیشنهاد می کنم :

1- دنیای قشنگ نو/آلدوس هاکسلی : این شاهکار دهه ی سی ِ هاکسلی ِانگلیسی، شاید

بهترین نمونه آلترناتیو هیستوری در قیاس با امثال"میرا"ها و "1984" ها باشه،چاپ

قبل انقلابشو توصیه می کنم و برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید روی

  [ معرفی کامل]

2-بشر عادی-بشرعالی/برنارد شاو: کتاب و شاو را بخاطر همه ی نگاه های تمسخر

آمیز به مسائل عمیق فلسفی و علمی در عین ِدانایی مطلق، دوست دارم! [ معرفی کامل]

3- دل سگ/میخائیل بولگاکف: مسخ ِ کافکا و ساس ِ مایاکوفسکی هیچ، این کتاب را

بخاطر همه چیزی که نم یدانم  دوست دارم...عجیب و غریب[معرفی کامل]

4- بیگانه/آلبر کامو: نیچه درس ِ پیش نیازیست که برای پاس کردن کامو باید خواند!بیگانه

خاطره ی تلخ واحمقانه زندگی ِ ناگفتنی من بود،غیراز ِسیزیف وانسان طاغی...[معرفی کامل]

5- سلاخ خانه شماره پنج/کورت وُنه گات: این بــشــر دیوانه بود! بد جور...[ معرفی کامل]

 

»» فیلم... 

فکر کن آرشیو 523 تایی فیلم (اعم از

Vhs,vcd,dvd) داری و می خواهی 5 تا پیشنهاد

بدهی!هرچند فیلم خوره ها آگاهند  که خیلی زیاد نیست اما بازهم دشواره!ضمن عذر

خواهی از 518 عدد باقی مانده و "جانی گیتار" :

1- Lenny(لنی)/باب فاسّی

: سینمای کلاسیک دهه هفتاد غول سیاه و سفیدی با حضور

اعجوبه ای به نام داستین هافمن میسازه تا فیلم ِشخصی من بوجود بیاد!که هنوز نسخه

 vhs رو ماهی یکبار...  [ معرفی کامل]

2- شعاع عمودی آفتاب/ آن هونگ:این شاهکارآسیای شرقی یعنی  فیلم خوب ساختن بدون

دغدغه های همیشگی مانند سکس و فقر و مرگ و  این مزخرفات![ معرفی کامل]

3- آمارکورد(خاطرات من)/فدریکو فلینی:شاید 8.5 بهترین فیلم فلینی باشد اما آمارکورد

یعنی دمِت گرم آقای فلینی! [ معرفی کامل]

4- شبان ِ نیک/رابرت دنیرو: دنیرو از نگاه من یعنی بهترین! چه زمانی که بازی می کند

و چه زمانی که فیلم می سازد(ضمن تقدیر و تشکر از مارلون براندو!)[ معرفی کامل]

5- خانواده ی سیمپسونها/دیوید سیلورمن: وقتی یک انیمیشن منفجر می کند![ معرفی کامل]

 

»» موسیقی... 

در مورد موسیقی 5 تایی امکان ندارد،اما یک حُـقه ای می زنم، اگر خاطرتان باشد

آخرین پست قبل از انهدام،از علاقه همیشگیم به anathema گفتم وبعد یک اتفاق افتاد؛

آلبوم 2008 آناتما آمد با اجرای دوباره ی شاهکار های آناتما از بدو تاسیس تا 2003 با

تنظیمی تازه آمد، و این یعنی پنج تایی ِموسیقی، 5 ترَک از آلبوم جدید آناتماست که اگر

گوش کنید متوجه می شوید بی مناسبت با نام جدید بلاگ هم نیست...[ معرفی کامل]

  »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- One last goodbye/ متن ترانه

2- Flying / متن ترانه

3- Temporary Peace / متن ترانه

4- Fragile Dreams / متن ترانه

5- Angelica / متن ترانه

 

»» دکلمه و شعر خوانی... 

در مورد این بخش هم تصمیم گرفتم دست به یک ابتکار بزنم و اشعار دوستان وبلاگنویس

با خوانش خودشان را برای دانلود در اختیار شما بگذارم.البته شعر خوانی های بزرگان

معاصر و دکلمه ها هم به جای خودشان باقی می مانند.برای این پست ضمن کسب اجازه

چهار دکلمه از دوستان خوبم که قطعا میشناسیدشان ، بعلاوه ی یکی دیگر از کارهای

خودم را برایتان می گذارم.شما نیز می توانید کارهایتان را بفرستید!

  »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- سید مهدی موسوی-پابرهنه در پارک // متن شعر

2- آرش معدنی پور-؟؟؟ // متن شعر

3-  محمد حسینی مقدم-درباره ادبیات// متن شعر

4- سینا حشمدار-زانوهای چوبی// متن شعر

5-  فردین -آرزوها // متن شعر

 

»» شعر... 

*راه مستقیم بود،خواستیم به جاده دهن کجی کنیم...گـُـم شدیم!

 

خلــــــســــه

جایی ما بین ِ پشت بام و حیاط

اغمای یک مرد معلق روی مردُم ... چشم خدایی که دوباره خواب می رفت

تشویق های مُمتـدِ یک جفت دست و... پایی که سوی سکـّوی پرتاب می رفت

هیـــــــــســـــــــــــــــس

حـــــس ّ آبـــشُـــــش تو هوای آزاد...

[تا آخرین برگ ِ سفید ِ سر رسید و...]

بعد از سکوت درد هایم آمدید و

از پلـّه های رفته ا َم / بالا نبودید

شاید شدم ، یک لحظه هم امـّا نبودید !

با پاره کاغذ های قبل از التماسَـم

پاهای با احساس آزادی مُـماسَـم...

جشن سقوط ِ خاطراتم با شما...رفت

من،مثل ِهر شب، مرد ِگیجی در کما...رفت

تشویق می کردید،دنیا پیر می شد

تشویق هاتان در سَرم آژیر می شد

قلبم گرفته از خدا که دیر می کرد

از آمبولانسی که قفط تاخیر می کرد

از درد های زنده ی لبریز در من

بیداری ِ میل ِ " فقط یک چیز" در من!

از شاد باش ِ آخرین کفاره ای که...

رقصیدن ِ مرموز کاغذ پاره ای که,

شکل ِ تنفــّس های مصنوعی من بود

جان کندن وارونه های ِ یک بدن بود,

تا خط کشی های منظم از پی ِ هم

تا اشتراکات ِ همین "یک چیزِ" آدم

تا سطر هایی که شما را می دویدم

تا آخرین برگ ِ سیاه ِ /سر رسیدم!

جشن سقوط خاطراتم ِ تا شما... بود

شاید فقط من بودم و...اما شما بود!

حالا فقط می/ رفتم و یک راه باریک

[تصویر های ِ مبهم ِ سنگ موزاییک]

دور ِ شما می رقصم ومیرقصم و میـ...

میـ...میروم ، میـ میـ رَم از بی

بیــب...

بیـب...

بیـــــــــــــــــــــــــــــــ...

 

»» معرفی... 

 

1- مشنگ/علیرضا:این دوست جونم نوشته هاش حرف نداره،چند ساله مخلصشم...

2- مسق/مسعود : آقا مسعود از بلاگر های معروف هستند! و دوست من نیز!!

3- یوسف موسوی : شاعردهه ی 80 خورشیدی با تمیلات قرن هفتم...و نازنین آدمیست

4- آدم برفی ها : هر روز بهتر از دیروز...

»» پایان...

نکته: پس از نگاشتن نظر،رمز پایین صفحه ی نظرات را وارد کنید!

+ نوشته شده در 87/08/06ساعت 2:48  از ((فردین))  | 

 

در مورد این بخش هم تصمیم گرفتم دست به یک ابتکار بزنم و اشعار دوستان وبلاگنویس

با خوانش خودشان را برای دانلود در اختیار شما بگذارم.البته شعر خوانی های بزرگان

معاصر و دکلمه ها هم به جای خودشان باقی می مانند.برای این پست ضمن کسب اجازه

چهار دکلمه از دوستان خوبم که قطعا میشناسیدشان ، بعلاوه ی یکی دیگر از کارهای

خودم را برایتان می گذارم.شما نیز می توانید کارهایتان را بفرستید!

  »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- سید مهدی موسوی-پابرهنه در پارک // متن شعر

2- آرش معدنی پور-؟؟؟ // متن شعر

3-  محمد حسینی مقدم-درباره ادبیات// متن شعر

4- سینا حشمدار-زانوهای چوبی// متن شعر

5-  فردین -آرزوها // متن شعر

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:53  از ((فردین)) 

 

 

گروه آناتما پس از چند سال انتظار هوادانش،آلبومی را در سال 2008 به بازار ارائه داد

با نام "ادراک" یا Hindsight.این آلبوم اجرای دوباره ی بخشی از شاهکار های آناتما از

بدو تاسیس تا آخرین آلبوم می باشد که البته شنیدن این امر در ابتدای امر چندان جالب

بنظر نمی آمد.اما تنظیم دوباره ی ترک ها و استفاده از ساز های کلاسیک و زنده چون

پیانو و ویولن سل و گیتار در کنار ساز های تخصصی موسیقی متال،تفاوت چشم گیری

در موسیقی ها پدید آورده و علاوه بر زنده کردن خاطرات همزمان با پیشرفت قابل

توجهی نیز همراه بوده است.در اینجا نج ترَک از بهترین های این آلبوم را برای دانلود

میگذارم ،خصوصا قطعات Flying و one last goodbye توصیه می گردد!

    »نکته: برای دریافت فایل،روی لینک راست کلیک کرده وsave target as  را انتخاب کنید.

1- One last goodbye/ متن ترانه

2- Flying / متن ترانه

3- Temporary Peace / متن ترانه

4- Fragile Dreams / متن ترانه

5- Angelica / متن ترانه

 

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:51  از ((فردین)) 

 

 

نام کتاب: سلاخ خانه شماره 5

نویسنده: کُرت ونه گات-1969 آمریکا

ژانر: رمان

مترجم:ع.ا.بهرامی

چاپ: 1381-روشنگران

 

بیلی پیل گریم سرباز آمریکایی از جنگ بازگشته ی پیریست که مشکل روانی ناشی

از جنگ دارد،زیرا او شاهد بمباران شهر درسدن بوده است .شهری که طی چند

ساعت کاملا با خاک یکسان شد.وی در زندگی امروزش دچار پرش های زمانی می گردد

و گاه به گذشته در لوکیشن های مختلف و گاه به زمان حال بر میگردد و ...

اگر این کتاب را نخوانده اید که کل عمر مطالعاتیتان به فناست به جان آدمیت!!! و اگر هم که

خوانده اید همین بس که بگویم : جیک جیک جیک...

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:50  از ((فردین)) 

 

 

نام کتاب: بیگانه

نویسنده: آلبر کامو-1942 فرانسه

ژانر: رمان

مترجم:جلال آل احمد

چاپ:

[دانلود نسخه ی فارسی]

 

مرسو در مراسم تدفین مادرش است اما بدون هیچ اثر تاثر و اندوهی،زندگی سراسر پوچی

او و بی تفاوتیش نسبت به اطراف  و تکرار و تکرار ادامه می یابد تا آغاز رفاقت او با

همسایه اش که پایه گذار آشنایی او به زنی می گردد و ....

"بیگانه " ی کامو    یش از حد معرفی و خوانده شده است،

در توضیحش همین بس که  : :بیگانه؛ قصه مردی که بازی را بازی نکرد

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:49  از ((فردین)) 

 

 

نام کتاب: دل سگ

نویسنده: میخائیل بولگاکف-1925 روسیه

ژانر: داستان علمی-تخیلی

مترجم:مهدی غبرایی

چاپ: انتشارات تندیس-1380

 

پروفسور مشهوری در مسکو در ادامه ی آزمایشات تحقیقاتی خود غده ی هیپوفیز یک انسان

را به مغز یک سگ پیوند می زند و در کمال تعجب نتیجه ای می بیند که طی آن سگ

ظاهری انسانی یافته اما همچنان باطن سگ واره ی خود را در رفتار و ... داراست،

سپس...

دل سگ ابتدا اثری اجتماعی-فلسفیسا و سپس سیاسی.در کل به بولگاکف ظلم شده است.چه

آنزمان که دولت کمونیستی آثارش را توقیف می کرد چه آنزمان که آثارش توسط دیگران

نقد منفی شد و چه امروز که بسیار دیر به کشور ما آمد و کمتر کسی با او آشناست.

دل سگ را در مقام قیاس با "ساس" یا "مسخ" نمیدانم و هر سه اثر را به موازات هم اما

با رویکردی به مسائل و اصول فکری نویسنده ی آنها می دانم.و در میان آنها ضمن

اعتراف به بی نظیر بودن اثر کافکا،دل سگ را بیشتر دوست می دارم.در این اثر سگ

مسخ می شود و به انسان بدل می شود اما این قلب است که نماد انسانیت معرفی می گردد.

نظام انقلابی بلشویک بر پایه ی اصولی منظقی قرار داد شد که مسائل عاطفی را زیر پای

می گذاشت و بولگاکف در اعتراض به جو سیاسی کشورش ،"شاریک" دل سگ را خلق

کرد تا بگوید تنها با فرو کردن یکسری مسائل و توری های انقلابی نمیتوان جامعه سالم

و کامل با انسان های انسانی! ایجاد کرد هر چند پایان بندی دل سگ چندان به مزاجم

سازگار نبود و نیست...

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:48  از ((فردین)) 

 

 

نام کتاب : بشر عالی-بشر عادی

نویسنده: جرج برنارد شاو-1903 انگلستان

ژانر: نمایشنامه کمدی-فلسفی

مترجم: هدایت ا... فروهر

چاپ: قبل از انقلاب

یک خاندان از طبقه ی روشنفکر و ثروتمند جامعه ی انگلستان دارای چند تیپ افراد مختلف

با طرز تفکرات کاملا متفاوت از یکدیگر می باشند که بر سر نیروی حیات و تداوم زندگی

و ... در طول نمایش دچار مباحثی پیچیده و اتفاقات جالبی می شوند.موازی با آن در فضای

خواب "دون ژوان" شخصیت زن باره و شهیر داستان های اروپایی در جهنم به تصویر

کشیده می شود در حالیکه با شیطان به مناظره می پردزد و معشوقه خویش و پدر او را

نیز در آنجا می یابد و طی آن مناظرات به بهشت نقل مکان می کند و ...

من عاشق نثر کُمیک برنارد شاو بوده و هستم.این کتاب یادگاری زمان جوانی پدر من است

و باصفحات پاره پاره گوشه ی کتاب خانه هر شب برای لبخند زدن و تمسخر فلاسفه ی

بزرگ به من چشمک می زند.این سوسیالیست تیز هوش با ابزار آگاهی بیش از حد خود از

تفکرات همسو و مخالف نظرات خویش در نوشته هایش بصورت کاملا ظنز آمیز نگاه خود

را در ذهن مخاطب جای می دهد و او را با خود همراه می کند.

این کتاب قسمتی دارد که گفتمان شیطان با چند جهنمی و چند بهشتی است که در فضایی کمدی

یکی از زیبا ترین فلسفه های هستی را بیان می کند.نگاه خاص شاو به زن و زندگی انگلیسی

خود بسیار جالب توجه است . در نهایت او زندگی را دلیلی برای بقی نسل و تناسل معرفی

می کند و ما کلی می خندیم...

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:45  از ((فردین)) 

 

 

نام کتاب : Brave New World

نویسنده: آلدوس هاکسلی-1932 انگلستان

ژانر: رمان علمی-تخیلی

مترجم: سعید حمیدیان

چاپ: انتشارات نیلوفر-1378

[دانلود نسخه ی انگلیسی]

 

دنیا در ادامه ی روند تکامل خویش به نقطه ای خاص رسیده است که تمام قسمت هایش متفاوت

و منحصر به فرد است.انسان مصنوعی تولید می شود و دسته بندی موجودات زنده شکل تازه ای

به خود گرفته است.به جای خدا،"فورد" پرستش می شود و از علوم تنها ژنتیک و روانشناسی و

چند علم خاص باقی مانده است.تحقیقات علمی محدود و ممنوع گشته است و لذت طلبی مهمترین

اعمال است.برنارد مارکس،سخصیتی است که بر اثر معذلی روانی خود را از جامعه جدا می داند

و برای درمان به تعطیلاتی می رود و در آنجا با وحشی زاده ای( همان تعبیر بِربِرها در عهد قدیم)

آشنا شده و می فهمند فرزند یکی از خودشان است."جان" با آنها به دنیای قشنگ نو می آید اما با دید

امروزی به قوانینی فوردی دنیای نو می نگرد و آن را تاب نمی آورد و در طی آن اتفاقاتی...

آلدوس هاکسلی،هم شاعر هست و هم اندیشمند و فیلسوف،نویسنده هم هست.کسانی که کتاب

هایی معروف چون "میرا" و "1984" را خوانده اند با تیپ داستان های پسا رستاخیزی یا آلترناتیو

که دنیایی نو را در آن با قوانین جدید و کافی برای زندگی خوب می آفرینند،آشنا هستند.این کتاب

شاید یکی از نمونه های خوب این ژانر برای خلق یک دیستوپیای تماشایی است!جامعه ای بدون

اخلاقیات و سنت و فقر و ثروت،با روابط آزاد و بیسِ لذت مآبی و زبان یکسان و شخصیت هایی

با نام ها ییجالب که اکثر آنها میکس شده از اسامی دانشمندان به نام دنیای ما می باشند.دنیایی خلق

شده توسط هاکسلی قطعا مدینه ی فاضله نیست و بر اساس تفکرات فلسفی خاص او مبنی بر باز

کردن بند های زندگی انسان آن زمان (1932)می باشد.هر چند با نگاه به دنیای امروز چندان از آن

دور نمی گردیم اما باز هم اگر هاکسلی آن را امروز می نوشت قطعا دنیای قشنگ نوی دیگری

خلق می نمود به مراتب شاهکار تر از این اثر...

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:43  از ((فردین)) 

 

نام فیلم:  Simpson's Movie

کارگردان: دیوید سیلور من

محصول سال 2007- آمریکا

[اطلاعات در IMDB]

در ادامه ی سلسله داستان های زندگی خانواده ی سیمپسون ها،بر اثر ندانم کاری های

همیشگی هومر سیمپسون،شهر اسپرینگفیلد از نقطه ی مجاز آلودگی عبور می کند و بعنوان

یک مکان آلوده توسط دولت آمریکا با یک حباب محصور می شود.سیمپسون ها از شهر

فرار می کنند و با پیشنها هومر به آلاسکا برای زندگی جدیدی می روند اما وجدان مادر

خانواده اجازه نمیدهد نسبت به همشهریانش بی تفاوت باشد و تصمیم به بازگشت میگیرد که

با مخالفت هومر مواجه می شود و ...

شاید سیمپسون ها از  1989 در آمریکا به تکرار مکررات تبدیل شده باشد اما همیشه

جذاب است.سیمپسون ها یک خانواده ی تیپیک،سنبل جامعه ی آمریکا و با کمی اغماض سنبل

خانواده ای در جامعه ی جهانی اند و هر حرکت و رفتار اغراق شده اشان در زندگی روز مره،

انتقادی صاف و پوست کنده به وضعیت فعلی زندگی است.چه خوب باشد و چه بد،سیمپسون ها

از جنس طنز تلخ اجتماع ما است با هر لبخندی که به قصه می زنیم،گویا به خودمان می خندیم.

ابتکار فوق العاده ی سیلور من در شروع سینمایی قصه و پایان سینمایی آن که همچنان با انتقاد

شدید و تمسخر آمیز همراه است  و داستان با مزه ای که انتخاب نموده است و نوسنده های

همیشگی نوشته اند و شخصیت های همیشگی جایشان صحبت کرده اند،سیمپسون ها را بار دیگر

برای تماشاگر زنده کرد و جامعه ی آمریکا و ساده لوحی اجتماعش را به زیر سوال برد.

عکس العمل های منفجر کننده ی هومر،موضع گیری های با مزه ی مارگی،شیطنت های بارت و

مسوولیت پذیری طنز آمیز لیزا ،خانواده ی سیمپسون ها را تا همیشه ماندگار خواهد کرد...

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:41  از ((فردین)) 

 

نام فیلم:  Good Shepherd

کارگردان: رابرت دنیرو

محصول سال 2006- آمریکا

[اطلاعات در IMDB]

ادوارد ویلسون ِ گوشه گیر و به شدت کم حرف به عضویت گروه مردان بُنز در آمده و سپس

دروازه ی ورود به تشکیلات تازه تاسیس  CIA بر او گشوده می شود.در همان برهه وی

دچار دوگانگی در روند زندگی خد می شود و خدمت به آمریکا را بعنوان راه اصلی خویش

انتخاب می کند.در خلال جنگ جهانی دوم و با ورود آمریکا به آن،به انگلستان فرستاده می

شود و طی چندین سال همزمان با پا گرفتن CIA او نیز به یک نیروی پخته و کامل بدل شده و

ماموریتی در کوبا به او و همکارانش واگذار می شود که پسر نوجوانش نا خواسته درگیر آن

می شود و ...

رابرت دنیرو را بی نهایت دوست دارم! خطوط خاص چهره اش ،آرامش موجود در نگاهش،

بازی روان و زیر پوستی اش و حتی خال روی صورتش،همه چیزش منحصر به فرد و دوست

داشتنی است.او نزدیک به 80 فیلم بازی کرده است که در اکثر آنها روند قابل قبولی داشته است

و ناگهان خبر می رسد او اولین فیلم مستقل خود را می سازد! فیلمی که گویا 10 سال روی آن

وقت گذاشته است و اکثر قسمت هایش بز روی مسائل مستند موجود با نوشته برداشت شده است

و اریک روت آن را نوشته است.فیلمی که قرار بود کاپولا آن را بسازد و قرار بود دی کاپریو در

آن بازی کند.

اما دنیرو در کارگردانی نیز سنگ تمام میگذارد.او درام-تریلری می سازد که بدلیل داشتن تم ِ

جاسوسی در تمام طول سه ساعته ی فیلم فضای راز آلود و مرموز آن هیچ گاه از بین نمیرود.

فلش بک های تحیر بر انگیز و، بازی فوق العاده ی مت دمون با آن عینک جغدگونه اش و نگاه

های هول آورش ،رویارویی زندگی اجتماعی و خانوادگی با زندگی کاری و اعتقادی و در

نهایت مسئله ی همیشه مورد علاقه اکثریت،CIA  و سازمانهای جاسوسی ، فیلم بی نظیری

تحویل تماشاگر می دهند.از آن دسته از فیلم ها که باید در سینما تماشا کرد و حیرت نمود!

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:39  از ((فردین)) 

 

نام فیلم:  Amarcord(خاطرات من)

کارگردان: فدریکو فلینی

محصول سال 1973- ایتالیا

[اطلاعات در IMDB]

داستان آمار کورد حسب حال نوجوانی یک ایتالیاییست از زندگی و آدم های پیرامونش.به

همراه تمام  برداشت ها و فلسفه بازی ها و طرز تفکرات منحصر به فرد و کودکانه ی او.

نگاه او به نظام خانواده و سیستم آموزشی و دوستان و س +کس و  آدم های پیرامونش...

فدریکو فلینی پدر سینمای نئو رئالیستی  در این فیلم نئورئالیسم را به اوج نقطه ی ظهور خود

می رساند.برای اثبات نزدیکی عجیب و عمیق فرهنگی زندگی ما با ایتالیاییها کافیست تک

تک ِحوادث فیلم را با دوران نوجوانی خودمان قیاس کنیم و یادخاطرات شخصیخود بیافتیم!

بازی های آدم ها در فیلم های فلینی همیشه فوق العاده و به شدت طبیعی است.گویا

شما نیز در آن شهر کوچک همراه با آن خانواه ی متعصب و سنتی ایتالیایی زندگی می کنید و

در تمام شادی ها و غصه های آنها شریک می شوید.هرچند اکثر منتقدین 8.5 را بهترین فیلم

فلینی می دانند اما آمارکورد تصویر زندگی همین انسان بی هیچ کم و کاستی و یا فزونی است

که باعث می شود شاهکاری خلق شود که تا ابد از خاطرات هیچ بیننده ای  پاک نمی گردد.

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:35  از ((فردین)) 

 

نام فیلم:  Mua he chieu thang dung(شعاع عمودی آفتاب)

کارگردان: تران آن هونگ

محصول سال 2000- ویتنام

[اطلاعات در IMDB]

شعاع عمودی آفتاب از زندگی یک خانواده ی روشنفکر ویتنامی آغاز می شود. سه خواهر و یک

برادر که به همراه دو داماد و دوستان خود یک رستوران را می گردانند و فیلم در رابطه با همین

زندگی شکل می گیرد.خانواده پدر و مادر خود را از دست داده است و صمیمیتی ظاهری در روابط

آنها و مسائئل پیچیده و خصوصی هر یک و قضایای گاه ساده و گاه مرموز فیلم،همه و همه باعث

می شوند تا نتوان روایتی معمولی همچون فیلم های دیگر را در تعریف این فیلم عنوان نمود.ابتدای

قصه صحبت سه خواهر پیرامون رازی در زندگی مادر است و در انتهای آن سه خواهری که هر

یک با معذلی آشکار ،رنجور از درد های عجیب و غریب زندگی به هم میپیچند و ...

اما گذشته از روایت ،نوع پرداخت در سینمای تران آن هونگ است که از اهمیت والایی برخوردار

است.سینمای او یعنی زیبایی مطلق.یعنی بازی رنگ ها و منظره ها .زیبایی شناسی در فیلم به

اوج رسیده است و حتی در ناپسند ترین صحنه ها هم زیبایی بیش از حد لوکیشن و دکوپاژ و ...

اجازه نمیدهد شما چیزی به نام زشتی را درک کنید.نوع فیلم برداری استثنایی و انتخاب لوکیشن

و دکور شکی باقی نمی گذارد که شاید ساعت ها و حتی روز ها بر سر آنها اندیشیده شده است.

تران آن هونگ، کارگردان ویتنامی است که آموزش فیلم سازی را در اروپا گذرانده است. وی دو

فیلم بلند دیگر به نام های "بوی انبه ی کال" و "سایکلو" دارد که قبل از اینفیلم ساخته شده اند و هر

سه نشان دهنده ی حضور کارگردانی شگفت انگیز و بی بدیل اند."شعاع عمودی آفتاب" بنده ی

حایزه هیئت داوران جشنواره های کن و تورنتو گشت و تا ابد بعنوان یکی از شاهکار های

سینمای جهان شناخته خواهد شد.

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:33  از ((فردین)) 

 

نام فیلم:  lenny

کارگردان: باب فاسی

محصول سال 1974- آمریکا

[اطلاعات در IMDB]

لنی بروس یک کمدین و شو من ِ نه چندان موفق است که دارای شخصیتی منحصر به فرد و

خاص است.ازدواج او با یک فاحشه روند تحولی در زندگی اش را آغاز می کند و سپس او

اجرایی را ابداع می کند که در آن بدون هیچ ملاحظه ای با ادبیاتی صریح سخنان خود را

پیرامون مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه مطرح می کند.او از کلوپ های کوچک و خلوت

 آغاز می کند و کم کم به شهرت می رسد و ...

قصه ی لنی بروس ،قصه ی من و شماست.قصه ی رو در رویی انسان و چیزهای مزخرفی به

نام  اخلاقیات ِقرار دادی.هر کدام از ما میتوانیم هزاران لنی بروس را در جامعه و بین دوستان

خود پیدا کنیم و خودمانم هم شبیه کسانی شویم که باعث مرگ(یا خودکشی) او میشوند.لنی یعنی

شاهکار سینمای کلاسیک.یعنی زمانی که همشهری کین و کازابلانکا و تراموایی به نام هوَس

ساخته شده است استعدادی بوده است که لنی را خلق کند و تا امروز با صد ها بار دیدن تکراری

نشود.داستین هافمن از نسل آموزه های اسندیلافسکی،در این فیلم اوج قدرت بازیگری خویش

را به نمایش می گذارد و روایت (در قیاس با زمان فیلم) فوق العاده ی جولیان باری،شما را ساعت

ها میخکوب لنی می کند و هم درد با او تا انتهای فیلم و مرگ او پیش می برد.

لنی بروس را با همه ی وجود دوست دارم چون سالها قبل از کشفـش،می خواستم مثل او باشم...

 

+ نوشته شده در 87/08/05ساعت 22:29  از ((فردین))