تبليغاتX

                                           

 

 

-خلسه-

بی سلام....

این دکلمه و ترانه،

از زبان ذره ذره ی روحم، تقدیم به آن منجی که امید دیدارش، تنها دلیل ادامه ی این زندگی خفت بار  است ،

حتی اگر  توهمٌی بیش نباشد!!

 احساساتم را به دل بگیرید نه به نقد !!!!

!!!!!!ساده گانه !!!!!!

مث{ل} شمع سوختن ما،راز دیوونگیمونه

آب شدن تو راه عشق،دلیل زندگیمونه!

تو که عاشق نبودی! تا بدونی جنون چیه...

سرزمین عاشقا، کی گفته هرکی هرکیه؟

واسه عاشق شدنم باید نشون داشته باشی

 توی جادٌه ی سفر،یه ردٌ خون داشته باشی

بی صدا بغضو توی گلوت همش نگه داری

روز و شب به یاد عشقت،پلک روی هم نذاری

با صدای لالییش،بری تو خواب،بیدار بشی

تو غم شراب چشماش بمونی،خمار بشی

تو سکوت انتظار،قلبتو بی صدا کنی

تو هوای غصه هات،غصه هاشو رها کنی

آرزو به دل بمونی که یه شب نگات کنه

روز و شب صداش کنی،تا که یه وقت صدات کنه!

واسه خنده هاش بمیری،تو غماش زنده بشی

 دل اون دنیات بشه،از دنیا دل کنده بشی!

***

بابا رسم عاشقی سخته تو این دور و زمون

 عشق ما اون بالاهاس،رو شاخه ی رنگین کمون

دلو به دریا زدیم،گفتیم آقا دوست داریم

 واسه خاطره تو هر شب،توی دل غم میکاریم

اگه رو سیا{ه} شدیم،اما دله سرخی داریم

 رو زمین تنها  شدیم،جز تو کسی رو نداریم

دل دیوونه یما،مجنونه کوی تو شده

همه ی ثانیه هامون،نذر  روی تو شده

به خدا گناه داریم به جون کی قسم بدیم؟

 تو جنونه زندگی به آخر خط رسیدیم

فقط آرزومونه یه شب تو خواب ببینیمت

 گل باغچمون بشی،قولم بدیم،نچینیمت

آسمون چشمای فردین،دیگه طاقت نداره

   فقط آرزوش اینه!(ابر بهاری بباره)!

 

 

سه نقطه و جای خالی!

+ نوشته شده در 85/10/28ساعت 2:5  از ((فردین))  | 

دوستانه سلام....

----------

حرف اول:

چون حال و هوای ترانه ایجاب کرد ابتدا غزل رو بخونید .من از خودم و ترانه معذرت میخواهم.

"نکته: علامتگذاری ها را جدی بگیرید !

 خوانش غلط شما تقصیر من است؟ غزل برای شش ماه پیش است "

یک بعد از ظهر ساده!

سکوت محض،کبوتر،اسیر،....دان میداد

نگاه بی هدف! آن صحنه را نشان میداد...

"ببین حکایت ماست"....من، تو، حیف، ساعت ها،،،

"ببین تهِ....."، کلماتی مرا تکان میداد !

نمایش تو و اکران پرده پرده ی من...

"خدای من دو قناری".....یکی نشان میداد...

مرا ، تو را ، به خودش ، محو در میان پرده!!!

چه ساده لوح....دل، قلوه با گمان میداد !.........

"ولی..." ، "بفهم خواهشاً"...."ولی..." ،" ولی، امّا_

_اگر، بس است مردم..." ، منی که جان میداد :

"تو رو خدا" ، " به خدا چه ؟ من و تو فرداییم!"....

تمام خواهش قلبی که بر زبان  میداد_

_تو را قسم به خودت کاشکی خودت باشی....

زبان نه! دل ! نشنیدی تو را اذان میداد...

و ذره ذره ی قلبی که تا......"خدا حافظ"....

"کجا؟" و پرده ی آخر که سر تکان میداد....

.....................

"چرا یکیشون رفت؟؟؟؟"،،،، ساده لوح شاهد بود!

...شلوغ محض ، کبوتر ، پرید،....جان  میداد...........

حرف دوم:

لطفاً برداشت نهیلیستی! از ترانه نشود

"نکته: ما میگوییم در ترانه قافیه آوایی داریم و استفاده میکنیم، رشد و مشت هم قافیه اند؟"

قسمت.

توی خاطرات من سیاهیا صف کشیدن!  تن یه روز خوشو تو زندگیم، سر بریدن!

واسه ی یادگاری توی زمین لحظه هام، بذر" تا همیشه تنهایی" رو هر جا پاشیدن!

 

انگاری دنیا واسه نبودنم جون میکنه، قلبمم با شوق وایسادن داره هی میزنه!

واسه حتی آجرای چار دیواریه اتاق ، زندگی کابوس رویاییه مردن منه...

 

وقتی حتی سایمم به خواهشم پشت میکنه! وقتی بد بختی جلوم ، دنیامو تو مشت میکنه!

دیگه باغ امید و واسه چی آب پاشی کنم؟، وقتی هر غنچه تو نور بی کسی رشد میکنه؟

 

قسمت گپ زدنم با ذلت بی انتهام:  همیشه نا امیدی حاصل جنگ واژه هام...

چاره ی بی چارگیم یه قصه ی تکراریه!" با بهونه همسفر برم تا شهر مرده هام"

حرف آخر:

* از مدیریت سایت ایران سانگ و سرچشمه بابت دکلمه ها ممنونم.

*سه نقطه و جای خالی.

+ نوشته شده در 85/10/03ساعت 17:15  از ((فردین))  |